أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
291
تجارب الأمم ( فارسى )
داشت ، مونس مظفر و كارمندانش به احترام على بن عيسى و اعتماد بر او ، به سليمان گرايش داشته از حسين بن قاسم رو گردان بودند . كار محمد بن ياقوت بالا گرفت و اضافه بر فرماندهى پليس ، حسبه [ 1 ] نيز به دو واگذار شد . پس گروهى را به گرد خود آورده نيرومند شد و اين بر مونس [ مظفر ] گران آمده ، از مقتدر خواست تا او را از حسبه * بر كنار كند و آن را به ابن بطحاء [ 2 ] بسپارد . مقتدر نيز انجام داد ولى مونس باز هم به گردآورى ياران پرداخت ، پس چون ياقوت و پسرش چنين ديدند آن دو نيز ياران خود را در « دار السلطان » و خانهء محمد بن ياقوت گرد آوردند . ياران مونس به او گفتند : محمد بن ياقوت مىخواهد بر خانهء تو شبيخون زند ، ايشان با او ماندند تا او را همراه خودشان به دروازهء « شماسيه » بيرون بردند . على بن عيسى به نزد او رفته نادرستى اين رفتار را گوشزد نموده ، پيشنهاد كرد كه به خانه باز گردد ولى او نپذيرفت و به رفتار خود ادامه داد . مونس خواستار بر كنارى محمد بن ياقوت از « حسبه » و « پليس » و بر كنارى
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : و قلد مع الشرطة الحسبة . . . دربارهء فرق ميان شرطه پليس و حسبه محتسب داروغه مىتوان نخستين را نيروى اجرائى مسلح و محتسب را نيروى اخلاقى و ارشادى با سلاحى كمتر و پنهانتر شمرد . [ ( 2 - ) ] در « تاج العروس » 6 : 378 دربارهء ابو اسحاق ابراهيم بن بطحاء روايتى از تاريخ خطيب [ بغدادى م 463 ه ] در بيوگرافى متقى [ خليفهء عباسى كه در 333 كور شد ] آورده است كه در دوران او چندين اسحاق گرد آمده بودند و خلافت عباسى در آن زمان سحق [ خرد ] شد ، گنبد سبز منصور [ قبة الخضرا ] كه مايهء فخر ايشان بود ويران شد . بدين توضيح كه : كنيت خود متقى ابو اسحاق بود ، وزير او قراريطى نيز همين كنيت داشت ، دادرس او ابو اسحاق خرقى و محتسب وى ابو اسحاق بن بطحاء و فرمانده پليس او ابو اسحاق احمد پسر فرمانرواى [ سامانى ] خراسان بود . او پيشتر در خانهء اسحاق بن ابراهيم مصعبى مىزيست و همين خانه پيشتر از آن ، ملك اسحاق بن كنداج بود . [ اين خليفه ] پس از مرگ نيز در خانهء اسحاق به خاك سپرده شد ، كه در كرانهء باخترى بغداد است [ M : ابن بطحا در سال 307 نيز محتسب است ( خ 5 : 152 ) . بايد دقت شود اين نظر خطيب بغدادى تا چه اندازه با كشاكش ترجيح ذبيح بودن اسماعيل عرب بر اسحاق جهودان ، يا به عكس در قرن سوم ، در ارتباط است ! ]